26 فرهنگ

گزارشگری

/gozārešgari/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. شغل و عمل گزارشگر؛ تهیۀ گزارش.
۲. [قدیمی] شرح و بیان؛ تفسیر: ◻︎ گزارندۀ داستان دری / چنین داد نظم گزارشگری (نظامی۵: ۸۰۵).