25 فرهنگ

گران سنج

/gerānsanj/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. وزین؛ سنگین.
۲. گران‌قیمت: ◻︎ چو شاه آن متاع گران‌سنج دید / چو دریا یکی دشت پرگنج دید (نظامی۵: ۸۰۲).