26 فرهنگ

کنگ

/ke(a)ng/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. قوی‌هیکل؛ قوی‌جثه.
۲. امرد و بی‌شرم: ◻︎ گه گریبانم بگیرد قحبه‌ای / گاه کنگی بشکند دندان من (سعدی: لغت‌نامه: کنگ).