26 فرهنگ

کفته

/kafte/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

ترکیده؛ شکافته‌شده؛ از‌هم‌باز‌شده:◻︎ کفیدش دل از غم چو یک کفته‌نار / کفیده شود سنگ تیمارخوار (رودکی۱: ۸۰).