26 فرهنگ

کرف

/korf/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

نقره و مس سوخته که با آن بر ظرف‌های نقره نقش می‌زنند: ◻︎ زرگر فرونشاند کرف سیه به سیم / من باز برنشانم سیم سره به کرف (کسائی: صحاح‌الفرس: کرف).