26 فرهنگ

کرانه

/karane/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. ساحل؛ کنار.
۲. طرف؛ سو.
۳. [قدیمی] انتها؛ پایان: ◻︎ خدای را مددی ای دلیل راه حرم / که نیست بادیهٴ عشق را کرانه پدید (حافظ: ۴۶۴).
⟨ کرانه کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی]
۱. به پایان رساندن.
۲. (مصدر لازم) [مجاز] منحرف شدن.