26 فرهنگ

کاوش

/kāve(o)š/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. جستجو؛ تفحص.
۲. کندن زمین.
۳. [قدیمی، مجاز] رخنه؛ نفوذ: ◻︎ پرستیدن داور افزون کند / ز دل کاوش دیو بیرون کند (فردوسی: ۷/۱۸۱).