26 فرهنگ

کالفته

/kālofte/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

آشفته؛ پریشان‌حال: ◻︎ تو را علت جهل کالفته کرد / کزاین صعب‌تر نیست چیز از علل (ناصرخسرو: ۴۶۲).