26 فرهنگ

کارجو

/kārju/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کارجوینده؛ جویای کار؛ آن‌که جویای شغلی است.
۲. (اسم، صفت) [مجاز] مٲمور؛ خبردهنده.