چین
/čin/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. = چیدن
۲. چیننده (در ترکیب با کلمه دیگر): خوشهچین، گلچین.
۳. چیده (در ترکیب با کلمه دیگر): دستچین.
۴. (اسم مصدر) عمل چیدن: چین بهاره.
۲. چیننده (در ترکیب با کلمه دیگر): خوشهچین، گلچین.
۳. چیده (در ترکیب با کلمه دیگر): دستچین.
۴. (اسم مصدر) عمل چیدن: چین بهاره.