26 فرهنگ

چهارگوشه

/ča(ā)hārguše/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. =چهارگوش
۲. (اسم، صفت) (ریاضی) چندضلعی که چهار زاویه دارد.
۳. (اسم) [مجاز] تخت پادشاهی.
٤. (اسم) [مجاز] تابوت: ◻︎ در گوشه نشست و ساخت توشه / تا کی رسدش چهارگوشه (نظامی۳: ۴۴۵).
۵. (اسم) چهارجهت؛ چهارسمت؛ چهارطرف.