چارهسازی/čāresāzi/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچارهگری؛ چارهاندیشی◻︎ در چارهسازی به خود در مبند / که بسیار تلخی بُوَد سودمند (نظامی۵: ۸۱۲).