26 فرهنگ

پیچاندن

/pičāndan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

چیزی را در چیز دیگر چرخاندن، مانندِ پیچاندن میخ پیچ در تخته یا چیز دیگر؛ گردگرداندن؛ پیچ دادن؛ تاب دادن؛ گرداندن.