26 فرهنگ

پیختن

/pixtan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

در هم پیچیدن؛ پیچیدن: ◻︎ همه طومارها به هم درپیخت / داد تا پیک پیش خسرو ریخت (نظامی۴: ۷۳۱).