26 فرهنگ

پیخال

/pixāl/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. چرک؛ شوخ؛ وسخ.
۲. فضله؛ براز؛ مدفوع.
۳. فضلۀ مرغ: ◻︎ درآمدم پس دشمن چو چرغ وقت شکار / چو چرز برزد نا گه به ریش من پیخال (مسعودسعد: ۲۶۷).