26 فرهنگ

پوشیده

/pušide/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. نهفته؛ پنهان: ◻︎ درد دل پوشیده بهتر تا جگر پرخون شود / به که با دشمن نمایی حال زار خویش را (سعدی۲: ۳۱۲).
۲. درپرده.
۳. دربرشده.
⟨ پوشیده داشتن: (مصدر متعدی) پنهان داشتن؛ پنهان کردن؛ نهفتن.