26 فرهنگ

پوزش کنان

/puzeškonān/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

در حال پوزش کردن: ◻︎ برفتند پوزش‌کنان نزدِ شاه / که گر شاه بیند، ببخشد گناه (فردوسی: ۵/۲۴۸).