پوت
/put/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. خوراک قلیه که از جگر گوسفند درست کنند؛ قلیهپوتی.
۲. [تابعِ لوت] طعام: ◻︎ عشق باشد لوتوپوت جانها / جوع از این روی است قوت جانها (مولوی: ۴۵۴).
۲. [تابعِ لوت] طعام: ◻︎ عشق باشد لوتوپوت جانها / جوع از این روی است قوت جانها (مولوی: ۴۵۴).