25 فرهنگ

پلمب

/polomb/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

مُهر سربی کوچک سوراخ‌دار که بعد از بستن در جایی یا چیزی با نخ به آن وصل می‌کنند تا از دست‌خوردگی در امان بماند.
⟨ پلمب شدن: (مصدر لازم) [مجاز] بسته شدن؛ تعطیل شدن جایی.