26 فرهنگ

پلشت

/palašt/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

چرک‌آلود؛ پلید؛ آلوده؛ چرکین: ◻︎ با دل پاک مرا جامهٴ ناپاک سزاست / بد مر آن را که دل و جامه پلید است و پلشت (کسائی: ۶۲).