26 فرهنگ

پران

/parrān/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. پرنده؛ آنچه بپرد: ◻︎ رها نیست از مرگ پرّان عقاب / چه در بیشه شیر و چه ماهی در آب (فردوسی: ۸/۱۰۷).
۲. (قید) در حال پریدن.