26 فرهنگ

پدرمرده

/pedarmorde/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کسی که پدرش مرده باشد؛ یتیم: ◻︎ پدرمرده را سایه بر سر فکن / غبارش بیفشان و خارش بکن (سعدی۱: ۸۰).