26 فرهنگ

پخچ

/paxč/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

پخش‌شده؛ پهن؛ کوفته؛ له‌شده: ◻︎ ز زیر گرز تو دانی که چون جهد دشمن / به چهره زرد و به تن پخچ گشته چون دینار (کمال‌الدین اسماعیل: ۳۹).