26 فرهنگ

پای خست

/pāyxast/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

هرچیزی که زیر پا کوبیده و لگدمال شده باشد؛ لگدکوب؛ پایمال: ◻︎ فراوان کس از پیل شد پای‌خست / بسی کس نگون ماند بی پا و دست (اسدی: مجمع‌الفرس: پای‌خست).