26 فرهنگ

پاسپار

/pāsepār/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

پایمال‌شده؛ لگدمال‌شده؛ لگدکوب؛ پامال.
⟨ پاسپار کردن: (مصدر متعدی) ‹پاسپر کردن› لگدکوب کردن.