26 فرهنگ

وغیش

/vaqiš/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. انبوه؛ فراوان؛ بسیار: ◻︎ معذورم دارند که اندوه وغیش است / واندوه وغیش من ازآن جعد وغیش است (رودکی: ۵۲۱).
۲. (اسم) بیشه.
۳. (اسم) نیستان.