26 فرهنگ

وضع

/vaz'/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کیفیت؛ حالت؛ چگونگی و حالت هرچیز.
۲. [عامیانه، مجاز] وضعیت مالی؛ توان مالی: فعلاً وضعمان خوب نیست.
۳. [عامیانه، مجاز] حالت بدن: وضع مزاجی.
۴. ایجاد کردن؛ پدید آوردن: وضع قوانین جدید.