26 فرهنگ

وراغ

/varāq/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. آتش؛ فروغ و تابش و شعلۀ آتش: ◻︎ آتش عشق چون کنم پنهان / کز دهانم کشد زبانه وراغ (حکیم علی فرقدی: مجمع‌الفرس: وراغ).
۲. روشنی؛ فروغ.