وارون بخت/vārunbaxt/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبختبرگشته؛ بدبخت: ◻︎ چه کند زورمندِ وارونبخت / بازوی بخت بِهْ که بازوی سخت (سعدی: ۱۲۰).