هیزم کش
/hizomkeš/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. کسی که هیزم برای فروش جمع میکند.
۲. کسی که هیزم برای سوزاندن میبرد: ◻︎ میان دو کس جنگ چون آتش است / سخنچین بدبخت هیزمکش است (سعدی: ۱۷۲).
۲. کسی که هیزم برای سوزاندن میبرد: ◻︎ میان دو کس جنگ چون آتش است / سخنچین بدبخت هیزمکش است (سعدی: ۱۷۲).