هنگامه
/ha(e)ngāme/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. جمعیت مردم؛ معرکه.
۲. فریاد و غوغا؛ هیاهو.
۳. وقت؛ زمان.
〈 هنگامه کردن: (مصدر لازم) غوغا کردن؛ فتنه و آشوب برپا کردن.
۲. فریاد و غوغا؛ هیاهو.
۳. وقت؛ زمان.
〈 هنگامه کردن: (مصدر لازم) غوغا کردن؛ فتنه و آشوب برپا کردن.