26 فرهنگ

هنگامه

/ha(e)ngāme/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. جمعیت مردم؛ معرکه.
۲. فریاد و غوغا؛ هیاهو.
۳. وقت؛ زمان.
⟨ هنگامه کردن: (مصدر لازم) غوغا کردن؛ فتنه و آشوب برپا کردن.