همین
/hamin/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. خود این؛ اشاره به نزدیک.
۲. جزء پیشین بعضی از قیدها یا صفتهای مرکب: همینگون، همینطور.
۳. وقتی بخواهند گذشته یا آیندۀ نزدیک را به رخ کسی بکشند به کار میبرند: همین الآن به من نگفتی.
۲. جزء پیشین بعضی از قیدها یا صفتهای مرکب: همینگون، همینطور.
۳. وقتی بخواهند گذشته یا آیندۀ نزدیک را به رخ کسی بکشند به کار میبرند: همین الآن به من نگفتی.