26 فرهنگ

همین

/hamin/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. خود این؛ اشاره به ‌نزدیک.
۲. جزء پیشین بعضی از قیدها یا صفت‌های مرکب: همین‌گون، همین‌طور.
۳. وقتی بخواهند گذشته یا آیندۀ نزدیک را به رخ کسی بکشند به کار می‌برند: همین الآن به من نگفتی.