26 فرهنگ

هلیدن

/helidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

هشتن؛ گذاشتن؛ اجازه دادن؛ واگذاشتن: ◻︎ چو گرگ ستمگر به ‌دامت فتد / هلیدن نباشد ز رای و خرد (لبیبی: شاعران بی‌دیوان: ۴۷۹).