26 فرهنگ

نیمکت

/nimkat/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

صندلی پهن که چند نفر بتوانند روی آن پهلوی هم بنشینند؛ نیم‌تخت؛ نیم‌دست.