26 فرهنگ

نشاختن

/nešāxtan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. نشاندن؛ نشانیدن.
۲. جا دادن: ◻︎ به ‌فرِّ کیانی یکی تخت ساخت / چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت (فردوسی: ۱/۴۴).