25 فرهنگ

موقوف

/mo[w]quf/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. وابسته؛ منوط.
۲. (اسم، صفت) [قدیمی] وقف‌شده.
۲. [قدیمی] بازداشت‌شده.
۳. [قدیمی] منتظر.