موقوف/mo[w]quf/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. وابسته؛ منوط.۲. (اسم، صفت) [قدیمی] وقفشده.۲. [قدیمی] بازداشتشده.۳. [قدیمی] منتظر.