مو/mu/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتارهای باریک و نازکی که در سر و پوست بدن انسان و بعضی حیوانات میروید.〈 موبهمو: [مجاز] بحثورسیدگی دقیق؛ با کمال دقت.