معلق
/mo'allaq/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
آویختهشده؛ آویزان.
〈 معلق زدن: از زمین به هوا جستن و چرخ خوردن بهطوری که سر به طرف زمین آید و بهسرعت راست شود.
〈 معلق زدن: از زمین به هوا جستن و چرخ خوردن بهطوری که سر به طرف زمین آید و بهسرعت راست شود.