26 فرهنگ

مصلحت

/masla(e)hat/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

آنچه باعث خیروصلاح، نفع، و آسایش انسان باشد.
⟨ مصلحت دیدن: (مصدر متعدی) خیر و صلاح دیدن؛ به خیر و مصلحت پنداشتن؛ مصلحت دانستن
⟨ مصلحت کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] مشورت کردن؛ صلاح پرسیدن.