25 فرهنگ

مسکون

/maskun/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. جا‌داده‌شده؛ سکنی‌داده‌شده.
۲. قابل سکونت؛ دارای ساکن یا ساکنان.