26 فرهنگ

مس مس

/mesmes/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

آهستگی و کندی در کار.
⟨ مس‌مس کردن: (مصدر لازم) [عامیانه] در کاری آهستگی و کندی کردن؛ کاری را به‌تٲنی انجام دادن.