26 فرهنگ

محاصره

/mohāsere/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کسی را در حصار یا تنگنا انداختن و اطراف او را احاطه کردن.
⟨ محاصرۀ گاز‌انبری: (نظامی) حرکت دو ستون سرباز برای محاصرۀ دشمن به‌طوری‌که نیروهای دشمن را مانند دو لبۀ گاز‌انبر در میان بگیرند.