26 فرهنگ

مجبور

/majbur/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کسی که از خود اختیار ندارد؛ آن‌که به‌زور به ‌کاری واداشته شده؛ ناگزیر؛ ناچار.