26 فرهنگ

ماخ

/māx/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. سیم‌وزر قلب و ناسره: ◻︎ جوان شد حکیم ما، جوانمرد و دل‌فراخ / یک پیر‌زن خرید، به یک مشت سیم ماخ (عسجدی: ۲۶).
۲. پست و خسیس.