لفچه
/lafče/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. لب ستبر.
۲. گوشتهای اطراف پوزۀ گوسفند: ◻︎ بیاورد خوان زیرکِ هوشمند / بر او لفچههای سر گوسفند (نظامی۵: ۷۹۲).
۲. گوشتهای اطراف پوزۀ گوسفند: ◻︎ بیاورد خوان زیرکِ هوشمند / بر او لفچههای سر گوسفند (نظامی۵: ۷۹۲).