25 فرهنگ

لعبت

/lo'bat/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. هرچیزی که با آن بازی کنند؛ بازیچه؛ اسباب‌بازی؛ عروسک.
۲. [مجاز] دلبر؛ معشوق زیبا: ◻︎ گفته‌امت مدحتی، خوب‌تر از لعبتی / سخت نکوحکمتی، چون حکم‌بن معاذ (منوچهری: ۱۷).