26 فرهنگ

لالکا

/lālakā/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کفش؛ پاافزار: ◻︎ وآن را که بر آخور ده اسب تازی‌ست / در پای برادرش لالکا نیست (ناصرخسرو: ۱۱۵).
۲. کفشی که مردم روستایی به پا کنند.
۳. (زیست‌شناسی) تاج ‌خروس.