25 فرهنگ

قصارت

/qe(a)sārat/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

حرفۀ قصار؛ پیشۀ گازر؛ گازری.
⟨ قصارت کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] شستن؛ شست‌وشو دادن: ◻︎ امام خواجه که بودش سر نماز دراز / به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد (حافظ: ۲۷۲ حاشیه).