26 فرهنگ

فرامشت

/farāmošt/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

= فراموش: ◻︎ زبانش کرد پاسخ را فرامشت / نهاد از عاجزی بر دیده انگشت (نظامی۲: ۲۱۵).